مرتضى مطهرى

26

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

چرا فلسفه را « علم الهى » مىگويند ؟ حال چرا اين علم را « علم الهى » مىگويند ؟ اين هم بعدها براى متجددين بيشتر سبب اشكال شده است . و گاهى آن را تعريف كرده‌اند به علمى كه دربارهء خدا و دربارهء الهيات يعنى امور غير طبيعى بحث مىكند . ولى از نظر اينها اين تعريف غلط است ، موضوع اين علم خدا يا ماوراء طبيعت نيست ، موضوع اين علم همان موجود به معنى عامّ است ، خدا و ما وراء طبيعت جزء مسائل اين علم است ؛ « عرفان » است كه موضوعش فقط « خدا » است آن هم از باب اينكه وجود را منحصر به خدا مىداند ، ولى فيلسوف كه موجود را منحصر به خدا نمىداند ، بنابراين نمىتواند بگويد موضوع اين علم « خدا » است ، موضوع اين علم را « وجود مطلق » مىداند . پس موضوع اين علم موجود على الاطلاق است و خدا هم يكى از مسائل اين علم است . دو اشتباه از شيخ اشراق شيخ اشراق در اين موارد يكى دو اشتباه كرده و به طورى كه ما ديده‌ايم او منشأ اين اشتباهها بوده است و بعد ملّاصدرا هم در شرح هدايه همين اشتباهها را تكرار كرده ولى در ديگر كتابهايش تكرار نكرده است « 1 » . يك اشتباه اين است كه قبل از شيخ اشراق كسانى مثل ابو ريحان بيرونى و ديگران راجع به لغت « فيلسوف » و « فلسفه » بحث كرده بودند كه يك لغت يونانى است مركّب از « فيلو » و « سوفيا » ، ولى معلوم نيست شيخ اشراق از كجا اين حرف را به دست آورده است كه گفته است فلسفه به معنى تشبّه به حق است . اين حرفى است كه در غير كلمات شيخ اشراق و بعد هم يكى از كتابهاى ملا صدرا كه قطعا متأثّر از شيخ اشراق بوده است ديده نشده است و حرف بىاساسى هم هست و امروز هم ثابت شده است كه اين كلمه ريشه يونانى دارد و آن ، حرف بىاساسى است . اشتباه ديگر شيخ اشراق اين است كه فلسفهء اولى را فقط به امور عامه اطلاق كرده است . مسأله اين است كه كلمهء « فلسفه اولى » را كه ارسطو استعمال كرده و

--> ( 1 ) . مىگويند شرح هدايه هم اولين كتابى است كه ملا صدرا نوشته ؛ كتابى است كه در دوران طلبگىاش نوشته است .